تبلیغات
حامیان ولایت - حرفهای عاشقانه
پنجشنبه 20 خرداد 1389

حرفهای عاشقانه

   نوشته شده توسط: سهیل    

ما كسانی كه به فكرمان هستند را به گریه

 می اندازیم. ما گریه می كنیم برای كسانی كه

به فكرمان نیستند. و ما به فكر كسانی هستیم

كه هیچوقت برایمان گریه نمی كنند. این حقیقت

زندگی است . 


عجیب است ولی حقیقت دارد. اگر این را بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست. 
مرا بسپار به یادت به وقت بارش باران گر نگاهت به ان بالاست و در حال دعا هستی خدا ان جاست دعایم كن كه من تنهاترین تنها نمانم

قصه ها را گفته ایم چیزی نمانده برای گفتن 
كاش میشد اسرار دل را نگه داشت و نگفت، تا كه روزی معشوق از دست نرود 
میدانی كه خاصیت عشق این است زمانی كه دانستی و دانست این راز را، هر دو گریزان میشوید 
نمیدانم چه رازیست

فراموش نكن

شاید سالها بعد در گذر جاده ها

بی تفاوت از كنار هم بگذریم

و

بگوییم:

آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود
بذار خیال كنم تو دلتنگیات 
غروب كه می شه یاد من می افتی

بیا با پاك ترین سلام عشق

آشتی كنیم

بیا با بنفشه های لب جوی

آشتی كنیم

بیا ازحسرت و غم دیگه باهم

حرف نزنیم

بیا برخنده ی این صبح بهار

خنده كنیم
تو مالك تمام احساسم هستی 
تمام عشقم 
تمام احساس ناب دست نخورده ام 
كه حاضر نیستم، 
حتی ذره ای از آن را 
با هیچكس تقسیم كنم 
با هیچكس 
جز تو . 
نه ، 
احساسم را با تو تقسیم نمیكنم بلكه 
آن را به تو تقدیم میكنم 
تمام احساسم را 
تمام عشقم را  

من برای سالها مینویسم...سالها بعد كه چشمانت عاشق میشوند...

افسوس كه قصه ی مادر بزرگ راست بود دوستان گروه عزیز ایران الایو ...

همیشه یكی بود یكی نبود ...